بر بام کاهگلی
خاطرات جانگان Changgan Memories
لی بو Li Bai
701-762
李白

لي بو Li Bai Poيكي از نامدارترين شاعران عصر زرين شعر در چين است. او در نيمهي نخست قرن هشتم ميلادي در دورهي تانگ ميزيست. بسي دشوار است كه افسانه را از سرگذشت حقيقي لي بو جدا سازيم.
شاعري در آن زمان نزد اشراف چين بهجد دنبال ميشد و اهميت فراواني داشت. آگاهي ژرف از اين گونه هنر و تاريخ آن براي هر شخص فرهيختهاي ضروري بود. فن شعر با جين-شي chin-shi آموخته ميشد، سرچشمهي نيرو و هماهنگي بشري، همچنان كه بنيان درمان باستاني سوزنكوبي نيز بر آن قرار داشت.
در نوزده سالگي ميگويند لي بو خانه را ترك كرد تا با زاهدي تائويي به سر برد. نوشتههاي او نفوذ مكتب تائو را نشان ميدهند، هم در لحن معنوي و متفكرانه و هم در ارتباط نزديكشان با طبيعت.
با وقوع پيشامدهايي در استان سزجوان Szechwanدر چين غربي، لي بو مدام در مناطق غربي و مركزي چين به سفر ميپرداخت. امپراطور سنا-دزون Tsun- Hsna (خوآن زنگ Xuan Zongدورهي سلطنت 712-756) لي بو را در فرهنگستان هانلين Hanlin كه خود تأسيس كرده بود، به مقامي منصوب كرد. لي بو از قرار معلوم زماني شاعر درباري امپراطور چين بود. روايت ميكنند با شركت در توطئهاي سياسي، از دربار طرد شد و در پي آن بيشتر خاك چين را در نورديد. با از سر گذراندن چند بار تبعيد و بند و عفو، به نظر ميرسد لي بو هميشه از طوفانهاي سياسي زمانه آسيب ديده است، بيشتر مانند سياستمداري تا شاعري.
شعر او نماد شعر كلاسيك چين است. ويژگيهاي آن عبارتند از سادگي بيان همراه با جنبههاي دنيوي و شخصي شاعر. نماهايي از طبيعت تكرار ميشوند و عواطف شاعر از سرخوشي به نااميدي ميگرايند. هنوز شعر لي بو با شكوه كامل و امساكنفسي خردورزانه با ما سخن ميگويد و خواننده را آرامش ميدهد و مسرور ميكند.
روايتي در بارهي مرگش چنين ميگويد كه لي بو هنگام بادهپيمايي همچنان كه ميكوشيد مهتاب را در آغوش بگيرد، در رودخانه غرق شد. افسانهي زيباي مرگ لي بو آشكارا از شعرهاي خود او با شِمايي شگفت از باده و مهتاب سرچشمه ميگيرد.

گیسوانم تازه داشت پیشانیام را فرو میپوشاند،
جلو دروازه گل میچیدم و با آنها بازی میکردم.
سوار بر اسبی چوبین آمدی،
و پیاده رو را دور زدی، بازیکنان با آلوهای سبز.
کنار هم زندگی میکردیم، همین جا در دیار چانگان،
دو کودک، بدون کمترین نگرانی.
هنگامی که چهارده ساله بودم، همسرت شدم،
آن قدر شرمگین که هنوز چهرهام را نگشوده بودم.
سرم را به طرف دیوار سایهدار فرود میآوردم،
و اگر هزار بار صدایم میکردند، هیچ برنمیگشتم.
در پانزده سالگی ابروانم را برداشتم،
و آرزو داشتم همواره کنارت باشم همان گونه که غبار با خاکستر.
همیشه ستون وفاداریات را بر پا میداشتی،
من نیازی نداشتم از تپهی دیدهبانی بالا بروم.
هنگامی که شانزده سالم بود، به دوردستها رفتی،
به یانیودیو Yanyudui ، در حدود تنگهی کیوتانگ Qutang.
تو نباید با سیلانهای خطرناک اردیبهشت در بیفتی،
میمونها اکنون صبحها از آسمان شیون سر میدهند.
جلو دروازه، خرامیدنم نشانهای بر جا گذاشته است،
خزههای سبز کمکم درآمدهاند.
خزهها اکنون بسیار پرپشتاند برای روفت و روب،
و برگها در بادهای زودهنگام پاییزی فرو میریزند.
همین آگوست، پروانهها همه به رنگ زرداند،
جفتی مگس بر علفزار بوستان غربی.
احساس میکنم بر قلبم آسیب میرسانند،
این همه نگرانی، چهرهی گلگونم را پیر کرده است.
وقتی که میآیی به پاییندست رودخانهی سنبا Sanba،
پیش از همه، نامهای برای خانهات بفرست.
ما همدیگر را خواهیم دید، هرچند جایی دور،
من بر جانگفنگشا Changfengsha خواهم آمد.

گذر از رودخانه the crossing of a river
لی بو Li Bai
701-762
I
همه میگویند هنگ-جیانگ Heng-chiang شگرف است،
من ميگويم هنگ-چيانگ خوفناک است—
سه روز پیدرپی باد بر کوهسار میوزد،
و خیزابهای سفید بلندتر از برج وا-گوآن Wa-kuan سر برآوردهاند.
II
جلو پایگاه هنگ-جیانگ
به دیدار ارباب خزهپوش میآیم،
رودررویم، شرق را نشان میدهد، آنجا که ابرها
از دریا بر میآیند.
آقا، چرا امروز
میخواهید زمین را بپویید؟
با باد و خیزابهایی این چنین
الساعه نمیتوانیم برویم.
III
حلقهي پيرامون ماه، بادهايي از بهشت،
مه ناگشوده.
نهنگهاي دريا بر خاور فائق ميآيند؛
رودخانهها مسيرشان را پي ميگيرند.
خيزابها با هم بر مي آشوبند،
هر سه كوهسار ميجنبند.
بزرگوارم، نگذر از رودخانه.

برای ارباب منگ هائو-ران for Meng Hao-Jan
لی بو Li Bai
701-762
دوست دارم ارباب منگ Master Meng را.
آزاد به سان نسيمي وزان،
مشهور است
در سراسر جهان.
***
در جوانيِ لعلفام، او از خود راند
كلاه رسمي و درشكه را.
اكنون، پيري سفيد موست، دراز ميكشد
ميان كاجها و ابر.
***
سرمست در زير ماه،
اغلب دست ميشويد از فرهمندي.
گمگشته در ميان گلها
به هيچ خداوندگاري خدمت نميگزارد.
***
چگونه ميتوانم دست بيازم
به چنين كوه بلندي؟
در زيردست، به رايحهي پاكيزهاش،
سر فرو ميآورم.

تماس